نمیدونم چه غلطی باس بکنم
از یه طرف دوست دارم جیغ بزنم از یه طرف داد بزنم از یه طرفم گریه کنم
ولی از همون اطرافم هم دهنم دوخته شده هم چشمه اشکم خشک شده
شاید زندگی همینه دیگه
اینکه هی تو حسرت کارایی باشی که نمیتونی بکنی یا نمیدونم کلا دیگه
دوست دارم جیغ بزنم
انقدر جیغ بزنم که خالی شم ولی تهش فقط میام مینویسم بی سرو صدا هم میرم
انگار نه خانی اومده نه خانی رفته
اعصابم ریخته بهم وقتی به این فکر میکنم که کسی نیست واسم بجنگه یا کسی نیست که باهام به خاطر عقایدش دعوا کنه
اعصابم داغون میشه وقتی بابام با اون همه مذهبی بودنش دیگه حوصله نداره بگه اهنگ لعنتیت و قطش کن یا نمیدونم بگه اهنگ گوش بده دیگه چرا صداش و بلند میکنی یا اصلا بگه این چرت و پرتا چیه جاش دو کلمه قران بخون
دوست دارم گریه کنم وقتی تو کل زندگیم سعی کردم بجنگم واسه زندگیم ولی تهش همه گفنتن خسته نشدی ول کن دیگه
دوست دارم گوشت تنم و بکنم و خودم و نابود کنم وقتی کل زندگیم روبه روی مامان بابام بودم بعد تهش وقتی به جایی رسیدم که میخواستم میبینم دوست دارم اونام تاییدم کنن ولی فقط سر تاسف واسم دارن یا سر کوفت که از ز. یاد بگیر
دوست دارم از خودم و از همه فرار کنم وقتی هیشکی جر قضاوت کار دیگه ای بلد نیست
اصلا یعنی چی؟؟؟؟؟؟
اینکه یه مشت ادم میشینن این و اون و قضاوت میکنن واسشون رایم صادر میکنن
مگه جاشون بودن مگه میتونن طرف و درک کنن
فقط نشستن اون بالا مالا ها به خیال اینکه خدان
بابا خدام گاهی میبخشه شماها چرا هوا برتون داشته
کاش انقدر دهنمون و نمیبستن
کاش انقدر بهمون نمیگفتن خفه شو
شاید اونوقت مام به جای مجازی میتونستیم توی دنیای عادی زندگی کنیم
برچسب:
نویسنده: ماهان بهرامی